Saturday, June 14, 2008

خاطره فارغ التحصیل شدن علی

چند وقت پیش، یعنی حدودا یک ماه و نیم پیش، جشن فارغ التحصیلی دانشگاه آر-پی-آی بود و علی همه ما را دعوت کرده بود که به عنوان همراهانش در مراسم شرکت کنیم. همانطور که قبلا هم گفتم علی از هم دوره ای های من در دوران لیسانس بود که در این جا دکتری مکانیک گرفت و الان در دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو است.
خلاصه در این میان که هر دانشجویی را با لباس فارغ التحصیلی می دید که به همراه پدر و مادر و احتمالا خانوم اش که همه لباس های شیک رسمی پوشیده بودند در حال رفتن به مراسم بودند، علی آقا هم با کلی آدم هم سن و سالش (یعنی ما) که عموما با لباس محلی(!) بودند و همه در حد مرگ گرسنه بودند، روانه مراسم می شد! تصویر کاملا نا هماهنگ و بامزه بود. البته ما هم کم نمی آوردیم و برای خالی نبودن عریضه از خاطرات بزرگ کردن علی می گفتیم! خلاصه این که چه زحمت هایی کشیدیم که علی را به این جا برسانیم و به قول هستی که «من برای علی هم پدر بودم و هم مادر! خونه مردم رخت می شستم تا این بچه رو بزرگ کردم!....» خلاصه به جایی رسید که همه ما به داشتن همچین پسری افتخار می کردیم!
ناهار را به صورت باربکیو برگزار کردند و خوشبختانه هوای سبزی خواران را هم داشتند. من که فکر کنم چهار پنج تا ساندویج خوردم و شیرینی و سالاد و ... بعد هم راه افتادیم و از علی در حالت های مختلف عکس گرفتیم تا این آخرین روز حضورش در دانشگاه ماندگار شود. دانشگاه آر پی ای در این موقع سال فوق العاده قشنگ بود و حتما برای علی به یاد ماندنی.
بعد از مراسم هم رفتیم خانه محمد و فرهاد و تا شب به خنده گذراندیم. شیرین کاری های حامد هم البته خارج از ظرفیت این وبلاگ است!... علی می گفت در مراسمی که مدرکش را دریافت می کرد، سخنران اصلی گفته بود که الان که فارغ التحصیل شده اید باید ستاره قطبی تان را پیدا کنید و نشانه بروید و به سمت آن حرکت کنید. البته ما هم کلی علی را در همین ارتباط اذیت کردیم که بماند!
---
هر چند مراسم فارغ التحصیلی لیسانس و فوقم را جدی نگرفتم اما به نظرم آمد که مراسم فارغ التحصیلی دکتری روز بزرگی است و باید جدی اش گرفت. روزی است که دیگر مطمئنی به انتهای درس خواندن رسیده ای. (این هم پیام اخلاقی!) برای علی آرزوی موفقیت می کنم.

3 comments:

Anonymous said...

بچه ننه ! تو چقد بچه اي؟

navid said...

مرسی!

havij said...

آقا بنده امروز فارغ التحصیل شدم. (لیسانس) با توصیه شما می خوام مراسم رو جدی بگیرم که بعداً که یادش می افتم کلی بخندم ... :))