Sunday, January 25, 2009

کار نمی کرد.

اینترنت مان قطع شده بود. کار نمی کرد. صفحه را که بالا می آوردی اصلا تکان نمی خورد؛ انگار نه انگار که اینترنت است. چند دقیقه گذشت دیدیم علایم حیاتی قطع قطع است. زنگ زدیم به آقای اینترنت که آقاجان دستم به دامنت؛ چند دقیقه است که اینترنت مان افتاده است گوشه اتاق و تکان نمی خورد. نمی دانم چه شده. خوب کار می کردها؛ ولی یک دفعه این طور شد. چراغش روشن است، اما به طور طبیعی روشن و خاموش نمی شود. نگرانیم. آقای اینترنت گفت که خونسردی ام را حفظ کنم و آدرس گرفت و سریع یک تیم در یکی از این ماشین های گنده فرستاد. با همه وسایل مورد نیاز. آمدند. الآن خدا را شکر همه چیز خوب است. جای هیچ نگرانی نیست... اینترنت مان قول داده که کمتر کار کند و کمی استراحت کند...

واقعا که آدم ها قدر سلامتی اینترنت شان را نمی دانند...

1 comment:

یه مرد امیدوار said...

انشاالله همه سلامت باشن. من از پست پایینیتون خیلی لذت بردم. فکر کنم می‌شه اونو تو حساب و کتابهای ذهنی روزمره‌امون هم بکار برد. ممنون