Tuesday, August 18, 2009

مسافرت سه هفته ای - 8 - ماجرای چند شام

مسافرت شیکاگو، شام های خوبی داشت!

- اولین شام شیکاگو را با سرتوماس رفتیم چیزکیک فکتوری (کارخانه شیرینی پنیری - حال کردین ترجمه رو!) آن هم در جنوب شهر شیکاگو. غذا، بادمجان سفارش دادم که اساسی خوشمزه بود. رستوران شدیدا شلوغ بود. بعد از غذا هم یک قطعه کیک سفارش دادیم برای خونه که البته نسبت قیمت به لذت اش بسیار بالا بود! همچنین قیمت به کمیت! حتی به کیفیت :) بعد از مدت ها سرتوماس رو می دیدم و به گپ زدن پرداختیم.

- یکی از شام ها رو بعد از میزگرد مدل سازها، باهاشون، رفتیم بیرون. یک میزگردی بود که آدم هایی که در علوم مدیریت به مدل سازی و شبیه سازی می پردازند بودند. بیشترشون agent based کار می کردند. بعد هم باهاشون پسرخاله شدم و رفتیم شام. به نیوشا هم زنگ زدم و خودش رو رسوند. (بیچاره فکر کرده بود شام مجانیه که این قدر سریع خودش رو رسوند!! شوخی کردم تاج سر گرامی!) سر میز غذا به جز ما دوتا، یک استاد دوک بود، یک استاد مدرسه بازرگانی لندن، یک فوق دکتری نورت وسترن، یک فارغ التحصیل نورت وسترن، یک نفر از سویس و یک استاد از یکی از دانشگاه های کالیفرنیا. آقایی که از لندن اومده بود وسط حرفاش گفت که قراره چیزی حدود 15 نفر رو در کنفرانس مصاحبه کنه و این ها البته افرادی هستند که برای کار اپلای کردند.

- یک شام رو با کسانی که در زمینه مدیریت دولتی یا غیرانتفاعی کار می کنند خوردیم. یک گوشت اساسی اون وسط بود که آقای آشپز ازش ظالمانه می کند و به ملت می داد و یک آقایی هم راه می رفت و سوشی پخش می کرد. (سوشی سبزی خواری! یعنی توش ماهی نداشت.) این ازون شام هایی بود که وای میستی و سوشالایز می کنی! از این سرپایی ها که ظرفت رو می گیری تو دستت و با ملت گپ می زنی و زیرزیرکی نگاه می کنی آقای فلانی الان چه می کنه تا فرصتی مهیا شه و بری باهاش صحبت کنی. استادهات زیرزیرکی تو رو معرفی می کنند به تام و جک و جیمی و غیره که قراره امسال آدم استخدام کنند! خلاصه رفتارها باید باجنبه باشه. آقایون قهوه شون رو نباید رو لباس شون بریزند و خانوم ها چه معنی داره که بلند بلند بخندند؟! بیشتر به مراسم دل ربایی و خواستگاری شبیه است تا مراسم شام! آن هم از نوع سنتی اش. یک شام هم شبیه این در تیم تئوری های سازمانی، روز قبلش، برگزار شده بود که همه کله گنده ها و این هایی که به قول من و بابک «تئوری» می دند اون جا می رند. البته نمی دونم دوستان چرا چراغ ها رو خاموش کرده بودند! این قدر نور کم بود که این چشم ما که در روز روشن، «هر» رو از «بر» تشخیص نمی ده دیگه اون جا آدم ها رو هم از صندلی نمی تونست تشخیص بده! فقط یک کم حواست نباشه می بینی یک دفعه بقل واضع یکی از تئوری های سازمانی هستی! حالا بیا و درستش کن :) فکر کن تو اون وضعیت بخوای سوال هم بکنی! آدم معروف هاشون گویا بودند ولی من به شدت حال نمی کردم از تاریکی و شلوغی؛ و رفتیم.

- یکی از شام ها رو با بچه های ایرانی رفتیم یک رستوران ایرانی. بعد از مدت ها یک چلوکباب خوردیم با سوپ جوجه! یک عدد سوسک هم در میز بغلی داشت راه می رفت و توسط دوستان کشف شد ولی چون بال داشت تونست در فضای سه بعدی از آپشن های بیشتری برخوردار باشه و از دست ما فرار کنه! سرمیز شام در مورد رشته ها و کارهای تحقیقاتی ملت صحبت کردیم. بعد هم رفتیم و یک بستنی اساسی زدیم. این هم خیلی خوش گذشت. یکی دیگه از شام ها رو هم با دوستان ایرانی گذروندیم. کنار خیابون میشیگان. و در واقع اون "شام آخر"مون بود. این شام رو بعد از یک آب میوه که در یکی از بلندترین ساختمان های شیکاگو نوشیده بودیم خوردیم. یک پاستای اساسی خوردم با نوشابه.

- یک شام رو هم ساده رفتیم از پنرا برد (panera bread) سوپ گرفتیم و نون زیاد و رفتیم خونه سرتوماس و سه نفری خوردیم. این هم چسبید. پنرا برد رو کلا دوست دارم. آلبانی هم گاهی فرصت کنیم می ریم. با کامپیوتر و سایر وسایل هم می ریم که فعلن در خدمت باشیم. اینترنت هم دارند! نانوایی دیده بودین اینترنت داشته باشه؟!

- خلاصه بار علمی تحقیقاتی سفر بالا بود :) به جز مواری که گفتم چند تا ناهار هم داشتم که یکی اش با تیم مدیریت بهداشت خوردم (البته که در رستوران!) یکی اش هم با تیم مدیریت دولتی بود و به حساب آن ها. یک آقایی هم از دانشگاه ایندیانا وسط ناهار سخنرانی کرد. هی می گن آدم وسط غذا حرف نمی زنه ها! این ها این چیزها حالیشون نیست :)

4 comments:

Niam Yaraghi said...

سلام.
میشه لطفاً با ایمیل من تماس بگیری.
یه عرض خصوصی داشتم، متاسفانه نتونستم آدرس ایمیلت رو از وبلاگت پیدا کنم.
ممنون

navid said...

سلام. ایمیل من
navid3000
در یاهو هستش.

راهداری said...

سلام نوید
خوش به حالت چقدر دلم لک زده برای این گشت و گذارای اینجوری در بلاد غیرمسلم!
راستی این ساختمونه اسمش چیه؟ معروفه؟

آقا بزنم ایمیل رو؟ همون که برای پروسیدینگه کنفرانسه؟

JUYBAR said...

Salam
Navid Jan kash mineveshti ke esme besyari az afradi ke dar conference AOM sherkat karde budand "PLEASE RECYCLE" bud.
;)