Thursday, February 11, 2010

لبخند بزن دلاور
لبخند بزن دلاور
لبخند بزن دلاور
لبخند بزن دلاور
لبخند بزن دلاور

:)

9 comments:

homa said...

هر چي مي خواهيم بخنديم نمي شه!

Anonymous said...

:)

Anonymous said...

خوب یا بد بیائید اینقدر شهامت داشته باشید و بپذیرید که اغلب مردم ایران نمی خوان سبز باشن

همچنین بپذیرید که به اصطلاح حقوق بشر مورد نظر ما یا شما هم جز در سایه ثبات و آرامش حاصل نمیشه

همچنین اگر منطقی باشید خواهید پذیرفت که با ساختار شکنی یا حمایت از ساختار شکنان ثبات برای مملکت حاصل نمیشه
حالا چه خوشمون بیاد چه نیاد

هرکی گفته گل گفته که: در این شرایط بصیرت از نون شبم برای مردم ایران واجبتره

Anonymous said...

در شرايط مساوي بايد سنجيد كه مردم ميخوان سبز باشن يا نه، اينكه وقتي سبزها ميان تظاهرات زندان و اعدام و تجاوز و شكنجه انتظارشونو ميكشه و گروه مقابل تراول و سانديس، نميشه اينجوري مقايسه كرد.

پريساي said...

در شرايط مساوي بايد سنجيد كه مردم ميخوان سبز باشن يا نه، اينكه وقتي سبزها ميان تظاهرات زندان و اعدام و تجاوز و شكنجه انتظارشونو ميكشه و گروه مقابل تراول و سانديس، نميشه اينجوري مقايسه كرد

مسعود رجوی said...

پریساخانم ما که قرار نیست خودمون رو گول بزنیم تراول دیگه از اون حرفهاس....
اگه شما معتقدی مردم از راحتی خونه و خواب خوش جمعه به خاطر یه تی تاپ یا ساندیس آواره شدن به نظرم داری به هم وطنان خودت بی احترامی میکنی.

به نظر من هرکی به نحوی بخواد ثبات و امنیت کشور رو آشفته کنه باید باهاش برخورد بشه البته این به معنی سرکوب انتقاد و اعتراض نیست

بلکه اعتراض هم باید از راه و روش خودش یعنی مطالبات حزبی و قانونی باشه. اگر سازکار قانونی مناسب و کارامد هم برای این مطالبه به اعتقاد ما نیست باید درخواست کنیم تا ایجاد بشه
نه اینکه هم رو هم که با هزار بدبختی داریم نابود کنیم

به نظر من او دو نفری هم که اعدام شدن جزو منافق ها و سلطنت طلبهائی بودن که قصد نابودی داشتن نه اعتراض سالم
حالا ممکنه کسائی اعتقاد به توطئه براندازی رو توطئه توهم و عوام فریبی رژیم بدونن که این نظر خودشونه

پريساي said...

به مسعود :
تراول يه مثاله واسه منافع مادي و محرك هاي گروه دولتي فرض اينكه تراولي هم نباشه شرايط پذيرايي از اين دو گروه قابل مقايسه نيست.
از اين كه بگذريم اعتراض از مسير قانوني تو دولت هاي دموكرات امكان پذيره نه دولت هاي ديكتاتور. تو كشور ما مجوز يه راهپيمايي قانوني داده نميشه ضمن اينكه قبل از همه اين جريانها اقدامات قانوني طرح اعتراض انجام شده بود كه همش به بن بست خودرد.
به نويد :
چه طيف سترده اي وبلاگ تو رو ميخونن

مسعود رجوی said...

به پریسای عزیز
شما ایران رو با کدام دولت خاورمیانه ای مقایسه کردید که دیکتاتور بودن آنرا استدلال نمودید با عربستان، قطر، ترکمنستان یا عراق یا شایدم آذربایجان یا شایدم با آمریکای دو حزبی
دموکراسی ترکیه و پاکستان رو هم باید در زیر سایه سنگین نظامیان در نظر بگیرید.
جالبه بدونید در چندین دادگاه به فرض شما فرمایشی اخیر هیچکس به جرم تظاهرات محاکمه نشده و جرم چند ده جوونی که دادگاهی شدن ایجاد اغتشاش و تظاهرات و خرابکاری در حین بعد از تظاهرات به فرض آرام معترضان بوده است. کسانیکه انتساب آنها را به جریان سلطنت طلب و منافق نمیشه انکار کرد.
در هر کشوری هم با خرابکاری و آتش زدن اماکن عمومی برخورد میشه از سوئیس تا آمریکا.
من معتقدم که وقتی تظاهرات آرام معترضان در انتها به محملی برای سوء استفاده هرج و مرج طلبها تبدیل بشه و نیت پاک معترضان را هم در نزد افکار عمومی خراب کنه شاید بشه به وزارت کشور هم حق داد. شما قصد دارید آرام اعتراض کنید خیلی عالی و آیا توجه دارید که عده ای ضد انقلاب هم در زیر پرچم سبز شما فتنه به پا میکنند.
آیا چون اقدامات قانونی اعتراض به زعم شما شکست خورد باید به راههای غیر قانونی متوسل شد؟
بماند که اینروزها مفهوم و پشتوانه این اعتراض هم محل بحث قرار گرفته است. اینکه آیا به قول دکتر تاجیک باید برای اجتناب از پوپولیسم به نخبه گرائی روی آورد. آیا باید منکر خواست عمومی توده مردم شویم؟ حتی اگر مبتنی بر سیب زمینی! باشد.
اینجا نگرش سیستمی خیلی بدرد میخوره. دموکراسی در در ایران یک فرایند تدریجی میخواهد نه افراط و تفریط...در غیر اینصورت توسط عموم پس زده خواهد شد. از من قبول کنید هر نوع ساختار شکنی و اهانت به رهبری و مفاهیم قانون اساسی در حکم سم برای فرایند اصلاحات است. منم مثه شما اصلاح طلبم و اصلاحات رو دوست دارم ولی دوست دارم به مردم، اعتقاداتشون در قالب فقه جعفری هم توجه کنه تا ان شاءالله موفق بشه.
این سترده رو هم نفهمیدم امیدوارم فحش نبوده باشه.... موفق باشید

پريساي said...

گسترده بود گ جا افتاده بود.
ما سبزها اگه نظر مخالفي بشنويم فحش نميديم:)