Wednesday, March 09, 2011

شانسم تو «لاس وگاسه»

دانشگاه «لاس وِگاس» تبلیغ زده که یک نفر را استخدام می کند. جدی می گم!.. من که تا حالا زیارت این شهر نصیبم نشده و فقط از شهرت اش خبر دارم، اپلای کردم... با خبرهایی که گرفتم فهمیدم احتمال این که کار را بگیرم "کم" است.. اما حالا شما فرض کن که کار بگیرم اون جا، با چه رویی می خوام به پدر و مادرم خبر بدم!.. پدر ما که در هر تماس تلفنی مطمئن می شود که ما دین و ایمان مان سرجایش است، خواهد پرسید که «خوب پسرم انشاا... تعالی کجا قرار است ساکن شوید؟!» و من می گویم «انشاا... لاس وِگاس!!..» یا فرض کن یک عمر همه می پرسند حالا کجای آمریکا به تحقیق مشغول هستید و بنده باید بگم: لاس وگاس، و طرف یک لبخند کوچولو بزنه و حرفی نزنه! (که البته اگر بدانید این از هر قهقهه ای بدتر است!)...

5 comments:

Shayan said...

حرف مردم
آه امان از حرف مردم
چقدر سرنوشتها را که به گند نمی کشد

ali said...

من به عنوان یک آدمی که تو میامی درس می خونه کاملا می تونم بفهمم چی می گی .
بدترین قسمتش اینه که دوست و آشنا ها میان اونجا تفریح بعد تو باید بری دانشگاه

Amir said...

نوید جان
از خدا که پنهون نیست، از شما چه پنهون که زیارت وگاس نسیب بنده شده، به نظرم می شه در وگاس هم مثل بقیه دنیا زندگی کرد
البته بجز یکی دو تا خیابون اصلیش
;)

Sir Thomas said...

یو نی ال وی که خیلی دانشگاه خوبیه. دو دستی بچسب!
:D

Sir Thomas said...

یو ان ال وی بود منظور