Saturday, May 24, 2008

شام خداحافظی

ممنون از دوستانی که دفعه پیش برام پیغام گذاشتند. برآورد خودم این بود که حدود سی تا چهل درصد کسانی که این وبلاگ را باز می کنند، مطالب بلند را هم می خوانند. پس آماده مطالب بلند باشید! ضمنا این جانب تاکید می کند که منظور خاصی از این که گفته یک ستاره (*) در کامنت ها بگذارید نداشته است و خواسته فقط تعداد ستاره ها را بشمرد. تکنیکلی تا زمانی که "*" با علامت ":" همراه نشود معنای مصافحه فرنگی، به اصطلاح ماچ (!)، از آن متواتر نیست!
--
چند روزی است که همسر گرامی در حال بستن بار و بندیل است. ما هم که با تاخیری یک ماهه بعد ایشان خواهیم رفت. از آن جا که بازگشت هر ایرانی به آمریکا با خداست، گفتیم یک مهمانی خداحافظی مشروط برپا کنیم. این بود که دیروز مومنین و مومنات آلبانی و تروی را به صرف شام دعوت کردیم منزلمان. به کوری چشم دشمنان این بار نه از "شامی" خبری بود و نه از خورش کرفس!.. زرشک پلو داشتیم و لوبیا پلو. بعد هم چند ساعتی مافیا بازی کردیم و خندیدیم... دوست هایی که ایران هستند، برنامه هاشون را خالی کنند کم کم!
--
کلی مطلب تل انبار شده برای گفتن دارم که به خاطر فشار درسی یک ماه گذشته ننوشته مانده. کم کم شروع می کنم به نوشتن آن ها. البته بعضی هایشان شاید تا حدودی تاریخ انقضایشان گذشته باشد. ولی به مرور می خواهم بنویسم. احتمالا این یک ماهی که تنها باشم بیشتر بنویسم. تجربه این طور نشان داده! این یک ماه هر روز 8 ساعت سرکار می رم و شب ها هم روی مرور ادبیات پروژه ام کار می کنم.

1 comment:

مهشید غفارزادگان said...

* !!!