Monday, April 27, 2009

این است که موضوع را پیچیده می کند.

خیلی از کارهایی که قبل ها برام جذاب بود دیگه جذابیت شون رو از دست می دند.

شاید پنج سال پیش برام جذاب بود که بدونم فلان شرکت برای موفقیت از چه استراتژی ای استفاده کرد. یا فلان شرکت چه طوری بازاریابی می کند... اما راستش هر چه گذشت علاقه ام به این مباحث کم تر شد و حالا واقعا این موضوع به یک موضوع "به من چه" تبدیل شده... به من چه که فلان شرکت بهتر از آن یکی شرکت است.

شاید سه سال پیش یک چلوکباب مشتی، یک عصر خوب رو برام بوجود می آورد ولی حالا کم کم علاقه ام رو به هرچی غذای گوشتیه از دست می دم. چند روز پیش، ساعت ها نگاه به همبرگرهایی که بچه ها در پیک نیک درست می کردند برای من اشتهایی ایجاد نکرد...

از همه عجیب تر علاقه ام به فوتبال کم می شود... بازی های تیم ملی را از دست می دهم، باشگاهی ها رو که اصلا در باغ نیستم.

تا این جای کار به نظرم طبیعی است اما موضوع جایی عجیب تر می شود که بگویم نسبت به گذشته، "عمر" برایم خیلی مهمتر شده است. یعنی از دست دادن علاقه های قدیمی اصلا هم راستا با پوچی نیست، بلکه حالا برایم خیلی بیشتر از قدیم ها زندگی و احساس لذت از آن مهم شده است... می خواهم حتما حتما وقتم را صرف چیزی کنم که لذت ببرم... این قسمت داستان است که موضوع را پیچیده کرده.

16 comments:

sina said...

that's the way i think too! mr navid

Anonymous said...

راهكار اش اينه كه بچه دار شويد

فانی said...

و در اين نشانه هايي است از پيري وليكن شما عبرت نمي گيريد :)

عمار said...

داري قد ميکشي برادر
هميشه ميخونمت
مويد باشي و بلندتر بشي

havij said...

از نشونه های کسی که اروپا یا آمریکا زندگی کنه اینه که بعد از یه مدت لذت بردن از زندگی براش مهم می شه.

خیلی خوبه که آدم به این نتیجه برسه که باید حتماً از لحظاتش لذت ببره. بنابر این "ایول" به شما!ا

Sir Thomas said...

man comment daram raje be paragraph e 4(!) :

age shoma ham morabbi teamet yeki mesl e General bood, alaghat be footbal kam nemishod! >:)

mostaghel az natije, keifiat bazi o hoviate team e ke alaghe be bashgah o hatta team melli ro too adam kam o ziad mikone. kama inke team e melli e Ali Daei team kam-hoviati bood o baes kam alaghegie man shod, ya Esteghlal e Hejazi ham hamintor bood. amma Esteghlal Ghalenoei (che vaghti aval shod, che vaghti aval nashod) o Esteghlal e Marfavi (ke natije nagereft, amma dar hadde beza'ate oon moghe hoviat e ye team e Esteghali dasht) kolli hayejan midadand be man.

lezaa zendeh baad football!

navid said...

سرتوماس جان اومدی تئوری دادی و رفتی! حیف که منم از خوردن پوز مایلی کهن و حتی زرینچه شاد شدم و در این مورد خاص یک کم از نتیجه خوشحال شدم

Sir Thomas said...

Navid babayee , 2 ta tafavot beine ma va shoma dar in maghule hast:

1) shaad shodan ba "high shodan" fargh mikone.

2) vase ma ghahremanie Esteghlal mohem bood o az oon zogh kardim (hala inke unjur hemasi bood baes shod bishtar ham bechasbe), o inke pooz e mayelikohan o zarincheh khord ye lezzate far'ee o hashie ie bood o nesbat be oon lezzate asli dar ab'aade microscopi bood ahamiatesh.

sepid said...

سلام
من تازه با وبلاگ شمت آشنا شدم.میتونم بپرسم رشته تون چی هست؟

Amir said...

به نظرم بیشتر از اینکه به محل زندگی وابسته باشه به سن برمیگرده، ... البته بدیهیه باید نیازهای اولیه ات حل شده باشه قاعدتا ... که قاعدتا کسانی که برای تحصیل در مقاطع ارشد و دکترا در فرنگ به سر میبرند احتمالا از متوسط کسایی که ایرانند در برآورده کردن نیازهای اولیه شون بهترند.

َامیر said...

به نظرم بیشتر از اینکه به محل زندگی وابسته باشه به سن برمیگرده، ... البته بدیهیه باید نیازهای اولیه ات حل شده باشه قاعدتا ... که قاعدتا کسانی که برای تحصیل در مقاطع ارشد و دکترا در فرنگ به سر میبرند احتمالا از متوسط کسایی که ایرانند در برآورده کردن نیازهای اولیه شون بهترند.

َامیر said...

به نظرم بیشتر از اینکه به محل زندگی وابسته باشه به سن برمیگرده، ... البته بدیهیه باید نیازهای اولیه ات حل شده باشه قاعدتا ... که قاعدتا کسانی که برای تحصیل در مقاطع ارشد و دکترا در فرنگ به سر میبرند احتمالا از متوسط کسایی که ایرانند در برآورده کردن نیازهای اولیه شون بهترند.

مش دونالد said...

پس دکترا اثر مخرب گرفتن روح بیزینس رو ازت به خوبی انجام داده و تو رو به یک ریسرچر خوب تبدیل کرده؟ اگه اینجوریه بیخیال دکترا بشم!
راستی نوید اگر خواستی به ما هم لینکتی عنایت فرما

حامد said...

نوید جان
دیگه 30 رو که رد کنی باید بفهمیم که پیر شدن هم خیلی اسونه
خیلییییی

navid said...

حتما جناب مش دونالد! این روزها به شدت سرم شلوغه و فقط همین چند دقیقه را می گذارم و یک چیزی این جا می نویسم. در اولین فرصت.

Mohammad Voosooghmand said...

سلام اقا نوید : منظورتون از این جمله که می خوام وقتمو صرف چیزی کنم که لذت ببرم چی هست ؟؟؟ زمانی که بین لذت و اولویت اهمیت و ضرورت گیر میکنین کدو انتخاب می کنین ؟؟؟؟ ایا برای تصمیمات نیمه روزمره مدل یا الگویی دارین ؟؟ مرز بین سوال های بالا به نظرتون کجاست ؟؟؟ بازم از نوشتنتون ممنونم . ضمنا من در پروفایل قبلی فیس بوکم شمارو داشتم و فکر کنم مجدد اددتون کرده باشم // راستی دلیل اینکه به مسایل بازاریابی و استراتزی های بازار شرکتها بی علاقه شدین چیه ؟؟ اگه شخصی نیست بگین . موفق و شاد باشین