Tuesday, June 09, 2009

چند نکته نهایی در مورد انتخابات

1- مدتی شده است که تصمیم قطعی ام را در مورد رای به موسوی گرفته ام. معیارهایی که منجر به ارجحیت موسوی بر کروبی شد همان هایی است که قبلا در این جا نوشته ام. به اختصار رای من به موسوی رای به حرکت آرام در درون نظام برای بازگرداندن آن به مسیر یادگیری و استفاده از دانش انباشته در سی سال گذشته است. امیدورام موسوی انتظارات من از آزادی مورد نیاز در دانشگاه ها و مطبوعات کشور را برآورده کند و پاسدار حداقل های اخلاقی لازم در ایران باشد. من تغییرات رادیکال کروبی را اولا ناممکن و ثانیا عامل انتخاب فردی مانند احمدی نژاد در دوره ای پس از او می دانم. با رای به موسوی از موسوی انتظار دارم از حق رای دادنم پاسداری کند.

2- در این چند وقتی که انتخابات داغ شد متاسفم که بگویم عدم بلوغ فکری ما بارها و بارها نمایان شد. ضمن این که به شدت از اشتباه ها (و عددسازی ها؟) ی صورت گرفته توسط احمدی نژاد در برنامه های تبلیغاتی اش ناراضی ام، از بی ادبی های تبلیغاتی موجود در وبلاگ ها و سایت ها که عموما علیه احمدی نژاد بود عصبانی ام. چند نمونه از این بی ادبی ها را می گویم. برای این که اگر الان نگویم در گلویم گیر می کند.

2-1- تاکید بی معنی بر عکس احمدی نژاد زیر آرم کشورهای عربی خ ل ی ج که حتی نوری زاده هم گفته بود که به معنی خ ل ی ج ع ر ب ی نیست بی معنی بود و در بهترین حالت نشان دهنده بی اطلاعی افراد بود. یا "چارت فامیل های احمدی نژاد در قدرت" که بسیار نادرست بود. دوستان باید نگاهی به چارت می کردند قبل از این که آن را پست کنند. بعضی از ارتباطات اصلا ارتباط فامیلی بسیار ضعیفی بود و برخی دیگر (مانند پروین احمدی نژاد) حاصل رای مستقیم مردم بود ... این ها همه بی اخلاقی بود.

2-2- فیلم مستند دوم موسوی با تاکید بیش از حد بر اشتباه احمدی نژاد در حمله به مدرک رهنورد به شدت غیر اخلاقی، بی کلاس و در تناقض با ارزش هایی بود که موسوی پرچم دارش شده. کارگردان همه ما را خرفهم کرد که احمدی نژاد به خانم موسوی توهین کرده. آن هم هزاربار.. آخرش دیگر حالم به هم می خورد... ترجیح می دهم این اشتباه را به گردن کارگردان بیاندازم تا موسوی.

2-3 بسیاری از نکات مثبت احمدی نژاد در مناظره ها به عنوان اشتباه او عنوان شد که به نظرم بی انصافی بود. در مورد سازمان حج و زیارت (که هر از چندی n نفر آدم را می برد عراق و به کشتن می دهد و به هیچ احدی هم جوابگو نیست)، در مورد ادامه دادن سخنرانی در دانشگاه کلمبیا، در مورد تمایل احمدی نژاد به حذف سوبسید.. به نظر من در این موارد خاص کارهای احمدی نژاد درست و حمله به او غیرمنصفانه بود. یا مخصوصا تلاش برای حل مشکلات با آمریکا و حتی تبریک به اوباما.

2-4 اعتماد به نفس مردم در انتقاد از احمدی نژاد مثال زدنی بود! اصلا گویی او بی سواد است و بقیه نخبه. به این جمله که از داخل متنی است که نویسنده با اعتماد کامل ثابت می کند که احمدی نژاد درغگوست توجه کنید:
"به عنوان مثال احمدی نژاد گفت که حقوق بازنشستگان از 136000 تومان به 450000 تومان رسیده. البته ایشان فراموش کرده اند که در طی سه سال با تورم 25% یعنی در مجموع 75 درصد کاهش ارزش پولی 450000 تومان امسال ارزش پولی 113000 تومان را دارد!"
غلط این نوشته فکر کنم بعد از چند ثانیه بر همه تان آشکار می شود. این چیزی که این آقا گفته تورم 400 درصدی است نه هفتاد و پنج درصدی. ضمن این که هفتاد و پنج اش هم غلط است. این متن 93 رای مثبت در بالاترین می آورد و نویسنده متن از چاپ کامنت من در وبلاگش خودداری می کند! و متن اش را هم اصلاح نمی کند! یعنی تغییر احمدی نژاد حتی اگر شده به شیوه خودش. به نظرم این خیلی افتضاح است.

2-5 حقیقت اش زیاد دیدم از این مثال ها. می خواهم فراموش شان کنم. فقط به احمدی نژاد می خواهم بگویم که این بی انصافی ها حاصل مستقیم رفتار خودش بود. حاصل این بود که ملتی به زندان می افتادند و شما می گفتی زندانی سیاسی نداریم. حاصل کار با آدم های بی دانشی بود که کمترین اثرش فقر جامعه بود... صادقانه؛ همان بهتر که تاجای ممکن در این دنیا مجازاتش را دیده ای.

3- با این که علاقه کمی به شخص کروبی دارم ولی بیشتر از آن ناراحت می شوم که کرباسچی در تیم بازنده باشد. دوست ندارم او رای ندادن من به کروبی را نشانی از قدرناشناسی من از خدمات خودش بداند. ته دلم بدم نمی آید که کرباسچی در تیم برنده باشد!

4- به نظرم جناح اصول گرا بزرگترین اشتباه استراتژیک خود را در عدم حمایت از رضایی و حساب بیش از حد بر احمدی نژاد مرتکب شد. رضایی به نظر من از رسیدن به قدرت (البته با توجه به کاندیداهای موجود) تنها حمایت یک گروه قوی را کم داشت. ریاست جمهوری به او خیلی نزدیک بود و هیچ کس این را قبلا نمی دانست. حدسم این است که الان برای شان دیر شده است. اما به هرحال رضایی هیچ وقت نمی توانست گزینه مطلوب من باشد وقتی که حداقلی از آزادی های مورد نظر من را هم نمی توانست برآورده کند.

عکس از (+)

11 comments:

Anonymous said...

man ba nazare shoma dar morede "Khalije A.r.a.b.i" mokhalefam. agarche hamoontor ke Ahmadinejad ham too monazere eshare kard, Arabi sefate kalameye "Doval" hast, vali in baz ham manish ine ke az "Khalij" be jaye "Khalije Fars" estefade shode. be nazare shoma, neshestane raeese jomhoor zire parchame "Khalij" doroste???

حسین said...

با گزینه 2-3 موافق نیستم
مساله حل مشکلات با آمریکا و ایجاد ارتباط اگر در یک حالت خنثی بحث شود حق با شماست
اما حمله منتقدین از آن جهت است که انها خودشان به اصلاح طلبان برای هر نوع رابطه و تماسی بیرحمانه حمله میکردند و انگ جاسوسی و خیانت میزدند
بحث رابطه با آمریکا در دولت احمدی نژاد یک سواستفاده محض از موقعیت بود

mostafa said...

نویدجان در مورد بی انصافی با شما موافقم. اما همانطور که خودت هم گفتی اینها نتیجه بی اخلاقی های خود دکتر بوده. ایشان با جو فاسدی که از دوره قبل در مورد عملکرد دیگران راه انداختند باعث شدند کار به اینجا کشیده شود.
به هر حال من هم میرحسین رو بیشتر از دیگران می پسندم و امیدوارم با روی کار اومدن ایشون فضای اخلاقی جامعه کمی بهتر بشه

یاسر said...

راستش خیلی با این حرفت در مورد بی‌ادبی تبلیغاتی موافق نیستم. اگه به طور کلی و نه از منظر اخلاقی نگاه کنی تو همچین فضای انتخاباتی‌ی این مقدار بداخلاقی تو رنج خطا میفته.

Sir Thomas said...

1)نوید جان بعضی از این حرفا دیگه از شما جدا بعیده!

"تلاش برای حل مشکلات با آمریکا و حتی تبریک به اوباما."؟!!

اون کارهاش خود شیرینی و ابراز وجود، نامه های حماقت بار، و کوچیک کردن کشور بود، بدون کوچکترین چشم انداز منطقی ای از
بهبود روابط.

سازمان حج اشکال داشته و داره، اما محمود باید اول جواب انتقادی که ازش میشد - و موضوع و مشکل روز مملکت بود - رو میداد، بعد خودش یه موضوع جدید باز میکرد. اون حرفش هیج بار مثبتی جز انحراف جریان مناظره و بی ارزش کردن بحث نداشت.

کلا هم وزن اون "بسیاری از نکات مثبت احمدی نژاد" هم که میگی در مقابل سیل دروغ ها، طفره رفتن ها، و توهین هاش به شعور مخاطب، رو میشه "صفر" محسوب کرد.

2) در مورد بند 5 به نظرم درس خیلی خوبی بود که نگرش های اقتصادی و مدیریت پروژه ای صرف چقدر در درک پیچیدگی های انتخاباتی جامعه ضعیفند. اینکه آدم هایی مثل کرباسچی عالی هستند برای ساختن پل و جاده و شهر، اما انتخابات، و مهمتر از اون، رهبری و اداره ی "جامعه"، کار اینجور آدم ها نیست.

Sir Thomas said...

اون بند 5 منظورم بند 3 بود (کرباسچی و...)

:D

navid said...

1. @ doost e binam: shayad na, shayad ham areh.. taa jaei keh man yadam miaad bacheh haa hamisheh migoftand in zir e khalij e arabi neshasteh... nemoonash ham Karroubi dar zamaan e monaazereh.

2. @ hosein: harfet kaamelan dorosteh keh agar yek eslaah talab in kaar haa ro mikard kheili daad o havaar mikardand.

3. @ mostafa: movafegham.

4. @ yaser: bebin hamin masaleh ie sharif.. in oj e bad akhalaaghi bood.. dorost mesle amirkabir keh ejaazeh nadaad Karroubi harf bezaneh. nemisheh yekish bad baasheh, oon yeki khoob baasheh. (farghesh ineh keh karroubi in haa zadand dar ro shekastan va vaared e daaneshgaah shodand oon ham be shiveh ie badavi).. be har haal man data nadaaram keh in bi-akhlaaghi haa too range e khataast yaa na. qualitatively be nazaram aslan kam nabood.

5. @ sir thomas: movaafegham taghriban. kaar e dolat dar 2 gorooh gharaar migireh: public administration (nahveh ie management Gov., ertebaat baa mardom, etc.), public policy (stratgey). ghabool daaram keh taghrin hamisheh nahveh ie ejraa - public admin. - iraad daashteh (nemoonash ham hamoon tor keh migi saazmaan e haj, yaa nahveh ie ejraaei e ertebaat bargharaar kardan baa USA).. noktam in bood keh chand taa policy ash keh khoob bood ham mahkoom shod serfan chon taraf esmesh Ahmadinejad bood.nokteh ie digam in bood keh mardom aanchenaan overconfidence boodand dar naghd e ahmadinejad mesle in keh 5-6 baraabaresh chiz baladand.

So sorry for typing PEnlgish. I am in a trip in Boston (to vote!) and don't have access to my laptop to type in farsi.

sarA said...

شماره 2-2 و 2-5 رو بسیار بسیار قبول داشتم. اما در مورد رضایی هم منهای نظر جناح اصول گرا ، از دید یک آدم عادی ایشون رو با برنامه ای منسجم تر و اجرایی و واقع بینانه تر از بقیه ارزیابی کردم. در مورد عملکردشون اما ، تا کسی دست به اقدام نزنه و یا در مقام اجرا نباشه نمی تونم قضاوت کنم . برای همین شک دارم که وضعیت دمکراسی اتباع ایران بعد از ایشون به چه شکلی می تونست دربیاد

Anonymous said...

شما که انقدر موارد رو تجزیه تحلیل می کنید، فکر نمی کنید که "خلیج" چیزی نیست که باید به "خلیح فارس" کفت؟
"the Gulf" is another misnomer for "the Persian Gulf".
دوست دارم پاسختون رو بدونم و ببینم آیا شما شهامت اصلاح گفته تون رو دارین و این بی کفایتی که متوجه آقای کروبی کردید؟

navid said...

دوست بی نام. من هم مثل شما معتقدم که "خلیج" چیزی نیست که باید به "خلیح فارس" گفت... بی کفایتی کروبی به این مربوط می شود که عبارت را اشتباه (یا مغرضانه؟) ترجمه کرد. من از جمله شما نفهمیدم چه چیزی را باید اصلاح کنم؟ من هم معتقدم باید اسم کامل خلیج فارس استفاده شود.

navid said...

دوست بی نام. من هم مثل شما معتقدم که "خلیج" چیزی نیست که باید به "خلیح فارس" گفت... بی کفایتی کروبی به این مربوط می شود که عبارت را اشتباه (یا مغرضانه؟) ترجمه کرد. من از جمله شما نفهمیدم چه چیزی را باید اصلاح کنم؟ من هم معتقدم باید اسم کامل خلیج فارس استفاده شود.