Friday, December 31, 2010

روزمره

1- حدود 80-90 درصد مقاله سوم تزم تمام شده. اما چون دیوید فعلن در دسترس نیست معلوم نیست که دفاع کنم. گفته بودم که دیوید مادرش مریض شده...

2- فعلن دو هفته ای هست که تز را کنار گذاشته ام و کارهای نیمه تمام را جمع می کنم. دو تا مقاله است که باید برای دور دوم اصلاح کنم و بفرستم. در اصلاح مقاله برای ارسال مجدد نامه ای که ضمیمه می کنید خیلی مهم است. یادم باشد کمی در مورد نامه بنویسم.

3- به جز این ها دارم سعی می کنم دو تا کار جدید در حوزه مدیریت دولتی تعریف کنم. می خواهم تا جای ممکن به شیوه کلاسیک و قدیمی مدیریت دولتی در این دو مقاله کار کنم تا در بازار کار سال آینده به دردم بخورد.

4- دو تا فیلم مستند دیدم. اگر اهل دیدن فیلم مستند برای کمی فکر کردن در حوزه هایی که از کار شما دور هست هستید این فیلم را توصیه می کنم. در مورد کارکرد مغز است. سی دی دوم اش را من نگاه کردم (اپیسود 3 فکر کنم) که در مورد سنین جوانی بود و در مورد رشد مغز در ایام جوانی، بیماری اسکیزوفرنی، و تاثیر اعتیاد و .. بر مغز حرف می زند. جالب بود.

5- این جا، دانشگاه تعطیل است. گاز دانشگاه را هم برای صرفه جویی قطع کرده اند و دانشگاه سرد شده و استادهای معدودی که می خواهند در این ایام تعطیل کار کنند را مجبور کردند که در خانه کار کنند. دانشگاه ما دولتی است (ایالتی است) و خرج اش از بودجه دولت نیویورک می آید و البته درآمدش هم مستقیم به جیب دولت می رود. وضع دولت نیویورک خراب است و با هر گدا بازی که شده می خواهد صرفه جویی کند. جالب این که پارسال که برای اولین بار به ذهن شان رسید که برای صرفه جویی، گاز دانشگاه را در ایام بین دو ترم ببندند، لوله های دانشگاه از سرما یخ زد و ترکید! و کلی خرج رو دست دانشگاه گذاشت.. این هم از دولت فخیمه آقای پترسون، فرماندار نیویورک

2 comments:

Niam Yaraghi said...

نشر اکاذیب میکنی ها!
:)
گاز دانشگاه رو خود دانشگاه راسا قطع کرده نه فرماندار.
توی
(UB)
قطع نیست!

navid said...

درسته!.. البته کارمندها و استادهای دانشگاه همه کارمند دولت حساب می شند دیگه..