Thursday, April 21, 2011

یک عضله کوچولو

رییس دانشکده ما در برخی موارد رفتاری عجیبی دارد و البته کلا هم با یک من عسل هم نمی شود هضم اش کرد. چند روز قبل از دفاع، منشی رییس دانشکده ایمیل زده بود به این مضمون که باید زمان دفاع ات رو یک ساعت بکشی عقب تر (دیرتر)، چون رییس دانشکده می خواد از اون کلاس استفاده کنه. کلاسش پروژکتور خوب دارد و خوردنی هم می توان سرو کرد. من اصلا از این کار رییس دانشکده خوشم نیامد و به منشی ایمیل زدم که من اون کلاس رو از سه ماه پیش رزرو کرده ام و شما باید با استاد راهنمایم تماس بگیرید! می دونستم که تماس نمی گیرند. چون قدرت غیررسمی استاد راهنمای من از رییس دانشکده جوان مان بیشتره. از اون مهمتر این که استادراهنمایم به ایمیل هاش به ندرت جواب می ده!.. اما منشی دانشکده ایمیل من را جواب داد که متاسفم ولی تو راه حل دیگه ای نداری مگر این که کلا اتاق ات را عوض کنی یا دفاع رو عقب بکشی...

و البته از این ایمیل اصلا خوشم نیامد. تصورم این بود که جمله بندی، جمله بندی رییس دانشکده است که احتمالا از اتاق اش به منشی داد زده است که این را بگوید... من هم یک حرکتی کردم و تونستم اتاق و زمان ام را پس بگیرم. نمی گم که بدآموزی نداشته باشه! اما به هر حال در بلندمدت نمی دونم این کارم اثر بدی داشته باشه یا نه (و کلا کار خوبی کردم یا نه). روزِ دفاع چیدمان اتاق به حالت اصلی برنگشته بود (صندلی های اتاق به صورتی که در روز قبل بود باقی مانده بود) که با کمک نیوشا و یکی از دوستان دوباره چیدیم شان. بعدهم به نظرم منشی کمک لازم رو برای این که اتاق رو باز کنه نکرد. رفتم یک کارمند دیگه رو پیدا کردم که با کارت اش در اتاق رو برام باز کنه. برای دو هفته ای هم، منشی سنگین برخورد می کرد، تا این که امروز رفتم و حال اش رو پرسیدم و یک معذرت خواهی کوچک کردم. رییس دانشکده رو نمی دونم هنوز. در این دو هفته فقط یک بار باهم روبرو شدیم که هر دو سرمان رو به علامت سلام تکان دادیم و رفتیم... فعلن آسه برو آسه بیا.

6 comments:

shaqayeq said...

:) shoma vase submit phd, paper lazem nadarid?

Anonymous said...

Please let us know your trick, we may could open a door this way too!

AliS said...

it would have been easier to just pass the problem to you adviser :) that is the DUTY of an ad adviser to defend and shield his student from such controversial nonsensical academic petty politics, even more than offering advice the duty of an adviser is to simply provide an atmosphere for students to work well!

هویج said...

نوید خان اومدی و نسازی ها! برادر من یا قضیه رو تعریف نمی کردی یا کلک ات رو هم می گفتی؛ فوقش یک "ویوئر دیسکرشن"(!) اولش بزن که بدونیم بدآموزی داره :) ا
من روز دفاع تز فوق ام رفتم دیدم اتاقی که برام رزرو شده پره و یک سری آدم با لباس رسمی و نمی دونم پرچم و آرم دانشگاه و یک سری هم دانشجو نشسته ند. خلاصه رفتم به مسئول ساختمون گفتم چک کرد گفت نه اتاق مال توئه برو بهشون بگو. اشتباهم این بود که نگفتم خودش بره در حالی که وظیفه ی اون بود. رفتم و در اتاق رو باز کردم و اون ها هم اصلاً برخورد خوبی نداشتند و آخر سر مجبور شده م برم یک کلاس دیگه. فقط استرس ش برام موند و بهم هم برخورده بود. خلاصه اینو گفتم که بقیه استفاده کنن. حالا شما بگو ... :) ا

لیشام said...

همچین ته دلمان قلقلکید :)

navid said...

دفاع تز یک چیزه، سابمیت کردن مقاله یک چیز دیگه است.. ما برای کاندید شدن به سابمیت کردن مقاله نیاز داریم.. بعد برای رسیدن از کاندیدای دکتری به درجه دکتری، تز لازم داریم.