Friday, October 31, 2008

از صحرای کربلا (!) تا انتخابات فردا

قدرت تاثیر گذاری رهبران بر جامعه از دیدگاه اینستیتوشنالیست ها بسیار پایین است. رهبر بنا به تعریف عده ای را رهبری می کند و برای این امر نیاز به "مقبولیت" (legitimacy) دارد. مقبولیت او تا زمانی ادامه دارد که کارهایی که می کند مورد قبول پیروانش باشد. پس هرگونه حرکت به سمت تغییر بنیادین و ایجاد شک و شبهه در آنچه که به صورت پیش فرض در بین پیروان پذیرفته شده باعث تقابل او با پیروانش می شود. مگر این که آن تغییر پیش از آن که توسط رهبر به وقوع بپیوندد توسط پیروان مورد قبول واقع شده باشد. با این اوصاف رهبر یک متغیر وابسته است و قدرت چندانی ندارد.

هر چند نگاه اینستیتوشنالیست ها به رهبر و تغییر همراه با مدارک متعددی از دنیای واقع است اما نمی توان کتمان کرد که مثال هایی نیز در رد این تفکر موجود است. چه کسی می تواند بگوید اگر آن چند رای ایالت فلوریدا در انتخابات هشت سال پیش ریاست جمهوری آمریکا به جای بوش به گور می رسید همین اتفاقاتی که امروز در در منطقه افتاد باز هم اتفاق می افتاد. آن چند رای عده ای را در این طرف خاورمیانه بی خانمان کرد و جنایتکارانی را به بالای دار فرستاد و هزارها کشته در عراق و افغانشتان به جای گذاشت. هر چند شاید باز هم بتوان گفت که اگر هم گور می آمد او هم مجبور بود برای حفظ مقبولیتش (legitimacy) در برابر اتفاق 11 سپتامبر به هر حال یک کاری بکند و چه بسا خیلی هم بی اثرتر از بوش نمی بود. شاید دست کم هوشمندانه تر عمل می کرد.

با تمام این اوصاف انتخابات آمریکا خیلی نزدیک و خیلی فشرده است و نتایج آن مهم است. اگر ادعا کنیم که رهبران معلول اتفاقات جامعه هستند نتیجه انتخابات وضعیت فعلی و آینده جامعه آمریکا و اثرات احتمالی آن بر دنیا را نشان خواهد داد. یعنی انتخابات به عنوان یک تکه اطلاعات خواهد بود از وضعیت کنونی و نظر مردم آمریکا. اگر هم ادعا کنیم که رهبران قدرت بی نهایت تغییر دارند بازهم نتیجه انتخابات مهم خواهد بود چرا که سیاست های اقتصادی و خارجی دو کاندید کاملا متفاوت است.

به هر حال من شخصا امیدوارم فردا شب که ما قرار است تا نیمه شب با استادها دانشگاه باشیم و اخبار آرا انتخابات را به صورت مستقیم پیگری کنیم خبر پیروزی اوباما را بشنوم. طبیعتا هیچ تضمینی نیست که انتخاب اوباما برای ایران بهتر باشد، یا این که او قادر باشد تغییرات مثبتی در جامعه آمریکا ایجاد کند. مقبولیت او هم مانند تمامی رهبران آمریکایی تحت تاثیر لابی یهودی ها خواهد بود. اما دست کم امیدوارم انتخاب اوباما 1) از ارزش شعارهای ضد آمریکایی در انتخابات بعدی ایران بکاهد 2) راه مذاکره ایران و آمریکا باز تر شود 3) احتمال حمله به ایران کم تر شود و 4) زندگی بهتری برای مردم آمریکا رقم بخورد. شخصیت و منش اوباما و نحوه صحبت کردنش هم طبیعتا بسیار قابل تحمل تر از رقیب جمهوری خواه اوست. هرچند باید بگویم که مک کین جزء بامزه ترین سیاست مدارانی است که در این چند وقت دیده ام (!) و حتی اگر او ادامه دهنده راه بوش باشد نمی توان کتمان کرد که او یک تفاوت عمده با بوش دارد. او باهوش است... خلاصه هر چند امشب هم برنامه طنز NBC به نظر من خیلی به نفع مک کین بود و مک کین چند تبلیغ بد علیه اوباما پخش کرد امیدوارم فردا نتیجه دیگری رقم بخورد. شب به خیر!

پ.ن: این مطلب را 4 نوامبر آپ لود کردم. تاریخ بالا مربوط به زمان دیگری است :)

5 comments:

محمد said...

خب آرزوتان برآورده شد! :)

امیر said...

congrats!

siamak said...

salam, obama belakhare ray avord! vali dust daram nazare shoma ro ham bedunam ke chera ehsas mikonid piruzie obama az jahat e mokhtalefi behtare? manzuram ineke maghalat e ziadi az inja dar morede inke obama ray biare ya mackain kodum behtare khundim, vali fekr konam shoma be onvane yek farde irani e dar hale tahsil dar maghate' a'li amrica dalaieletun mitune bihstar komak kone!mamnun

navid said...

Siamak jaan- soaal e sakhti keh man lozooman nazar e coherent iee nadaaram dar moredesh. bish az 50% in keh entekhaab e iek nafar dar aamrikaa che tasiri bar Iran mizaareh, be siaasat e khod e Iran marboot misheh... agar bekhaam chizi dar mored e in keh Obama che tasiri mitooni daashteh baasheh benevisam, hamoon 4 taa nokteh iee ro keh too matn eshaareh kardam, bast midam va tozih midam... mer c az comment

anthroploj said...

آره ولی میشه گفت انتخاب اوباما یا بوش هم جزئی از اجبار اینستیتوشن هاست. مثلاً انتخاب اوباما تحت تاثیر فرایندی که چندین سال مبارزه بر علیه نزاد پرستی و سخنرانی های متعدد از جمله سخنرانی معروف لوتر کینگ بر شمرد.