Tuesday, November 17, 2009

ادامه مرور ادبیات و سه روایت مختلف از قهوه نوشی من

حالت 1: امروز رفتم و قهوه گرفتم تا خواب از کله ام بپره و بعد هم کار کردم.

حالت 2: خانوم قهوه چی دیگر باید بشناسدم. چندمین روز است که برای چندمین بار من را می بیند. همیشه چند نفری در صف هستند وقتی من به قهوه خانه دانشگاه می روم. ذره ذره از جلوی صف کم می شود و ذره و ذره به انتهای آن اضافه می شود و من در صف حرکت می کنم. به دخل که می رسم، یک فنجان کاغذی متوسط نصیبم می شود تا در آن گوشه ی قهوه خانه از قهوه وانیلی پر کنم اش و بعد هم البته شیر و شکر. معمولا یک شیرینی «تکه-شکلاتی» هم می گیرم که همیشه می گویم ای کاش گرم اش هم می کردند. خانوم قهوه چی این ها را به من می دهد و من هم کارت کوچک سبز رنگ ام را که عکس کفش دوزک دارد می دهم اش که در دستگاه اش بکشد. او از من می پرسد که من از او رسید می خواهم، و من می گویم که نمی خواهم.

حالت 3: دانشجویان متعددی برای تمرکز در کار، قهوه می نوشند (به عنوان مثال سروش 1999، بابک و یاسر 2005 و کامبیز 2009). از این میان برخی از دانشجویان قهوه را با شیر (سروش 1999)، یا با شکر (بابک و یاسر 2005) می نوشند و البته برخی نیز آن را به صورت بلک و تلخ ترجیح می دهند (کامبیز 2009). هر چند چنین تفاوتی در میان این رفتارهای قهوه نوشی مشاهده می شود اما در همه موارد اشاره شده، دانشجویان، در فرآیند قهوه نوشی، از "دهان" شان استفاده کرده اند! از طرف دیگر برخی شبه ها هم در مورد تاثیر مثبت قهوه بر تمرکز وارد شده است (حامد و مریم 1982 و بوزرجمهر و همکاران 1835) و عده ای از محققین هم بر تاثیر "یو" شکل قهوه بر تمرکز تاکید کرده اند (نیوشا 2008). بر اساس این یافته ها و با توجه به اختلاف نظر در مورد تاثیر قهوه، امروز ما یک قهوه گرفتیم! نتایج قهوه نوشی ما ضمن این که با کامبیز (2009) مطابقت داشت نشان داد که "پو" شکل بودن تاثیر قهوه بر تمرکز بستگی به میزان شکر در قهوه دارد.
در ادامه این مبحث، ابتدا پول قهوه را محاسبه و پرداخت می کنیم (فصل اول)، بعد لیوان را بررسی می کنیم (فصل دوم) و قهوه را می ریزیم (فصل سوم). نهایتا قهوه را سر می کشیم و جمع بندی می کنیم (فصل چهارم).

---
نوشتن مرور ادبیات ادامه دارد. ام روز نتیجه هفت ساعت کارم عوض کردن و اصلاح کردن مقدار زیادی از ده صفحه دی روز بود به علاوه چهار صفحه جدید. جان ایمیل زده که جمعه بعد از ناهار ببینم اش.

5 comments:

کیوان said...

پیشنهاد میکنم از نتایج تحقیقات موازی حمید (2007)، لیشام (2005)، و کیوان (2009) روی چایی در شرایط مختلف حضور شیر و شکر به عنوان متغیر کنترلی برای تست کردن اکسترنال ولیدیتی هم استفاده کنی.

عالی بود :))

Soheil said...

هر پست بامزه ای که میزنی نوع بامزگی ش با پستای قبلی فرق می کنه. واقعاً جای تحسین داره!

Sara said...

من چند روز پیش که خیلی سرما خورده بودم به خاطر مسدود بودن چند تا راه از چهارراه حلقم در یک لحظه ناب قهوه رو با دماغم نوشیدم!!از این آرتیکل هم میتونی با نام سارا (2009)استفاده کنی.

Saleh said...

Mishe in tasire U shekl ro bishtar tozih bedid? I mean, how does the author support this hypothesis?

حمید said...

خیلی حال کردم :)