Wednesday, January 13, 2010

در آستانه یک تصمیم مخملی!

این روزها یک مقداری بحث هام با "دیوید" و "تام" جدی تر و خشن تر شده. یادتون باشه مدتی بود با "جان" کار می کردم و خیلی هم از کارم لذت می بردم. بعد از مرور ادبیات اساسی که با "جان" انجام دادم به این نتیجه رسیدم که اپلای کردن اصول تصمیم گیری فردی در سیاست های بهداشت مسئله جالبی است برای من و کم کم به موضوع خوب و مشخصی برای تز رسیدم. اما نکته این بود که تخصص "جان" تصمیم گیری گروهی در سازمان هاست و نه تصمیم گیری فردی در سیاست گذاری. این معنی اش این بود که هر دو به این نتیجه برسیم که از این به بعد باید با "تام" کار کنم که در این فیلد آدم معروفی هم هست.

اما "تام" به عکس "جان" توان رهبری قوی پروژه را ندارد. استاد بسیار دوست داشتنی است و البته کارش هم درست است. اما به هر حال عمری ازش گذشته، و هیچ وقت هم ولع نوشتن مقاله نداشته است. به تیم من و "تام" طبیعتا دیوید هم اضافه می شد که اگر تزم قسمت شبیه سازی داشته باشد آن قسمت را مدیریت کند. دیوید به عکس تام قدرت مدیریت زیادی دارد و در عوض اجازه تصمیم گیری و مانور زیادی به دانشجو نمی دهد. حالا همانطور که گفتم این روزها یک مقداری بحث هام با دیوید و تام جدی تر شده و احساس می کنم ممکنه به اصطکاک برسه.

هر چند هر دوی این استادها از موضوعی که تعریف کردم خیلی خوششان آمده ولی به طرز عجیبی در مورد شیوه انجام پروژه در حال دودره بازی هستند. موضوع اینه که این اساتید هی زور می زنند که هی از ابعاد پروژه ایده آلی که در ذهنم بود از زوایای مختلف کم کنند و مثلا به جای آزمایش با پزشکان اکیدا توصیه می کنند که با دانشجوها آزمایش کنم. و اکیدا فشار می آورند که قسمت سیستم داینامیکس کار رو زیاد کنم. من هم به صورت غیرمستقیم به دیوید و بقیه کنایه زده ام که فارغ التحصیل های سیستم داینامیکس شان کار خوب پیدا نمی کنند برای این که رویکردشان در استفاده خیلی محدود از داده کار آن ها را در چشم سایرین بی ارزش کرده...

خلاصه من خیلی بعید نمی دانم اگر ببینم که دیوید و تام به دودره بازیشون ادامه می دند من هم یک تصمیم مخملی (!) در مورد ادامه کار با آن ها و یا حتی ادامه تحصیل ام بگیرم. امیدوارم این طور نشه و یک جوری یا اون ها کوتاه بیاند یا من!.. به هر حال این راهی که اون ها من رو سوق می دهند به نظرم راه غلطیه... فردا با دیوید قرار دارم، سه شنبه بعد هم با هردو.

1 comment:

H. said...

نوید جان سلام
فکر کنم اونها بیشتر به اینکه اول با نمره خوبی فارغ التحصیل یشی بیشتر اهمیت بدن تا شغل آیندت. شاید تو اول به عنوان یک دکی خوب فارغالتحصیل بشی بهتر باشه بعداً می تونی تو یه مقاله یا تحقیق مثلاً پست داک اونجوری که دلت می خواد ادامه بدی
شایدم فکر می کنن تو هم میخوای با تزت به مدیریت جهان احمدی کمک کنی و دارن جلو تو میگیرن