Saturday, January 08, 2011

در عالم گشنگی

الان ساعت هشت شب روز شنبه است و فعلن که آلاخون-والاخون ام! امروز تاج سر گرامی خانوم های ایرانی مقیم آلبانی رو دعوت کرده و براشون قرمه سبزی و فسنجون درست کرده و برای بچه هاشون هم لازانیا! یک جمعی هستند که ماهی یک بار خونه هم می رند و من به شوخی می گم دوستان مسجدی نیوشا. عموما از ما بزرگترند... خلاصه من فعلن به دانشگاه تبعید شدم تا مهمانی این ها تمام شود... این جا هم در این سه طبقه دانشکده هیچ کس نیست و هیچ صدایی شنیده نمی شه به جز قار قور شکم من... الان من حدس می زنم که بانوان مسجدی دور هم نشستن و دارند فسنجون می خورند و نسخه شوهرهاشون رو می پیچند!.. به هر حال ... بگذریم.. تو ایران که بودیم از این جمع های خانومانه زیاد بود که اسم اش را می گذاشتند سفره ابوالفضل و امام حسن و .. بعد آقایون رو هم راه نمی دادند!.. طبیعتا آقایون هم چیزی معادل "سفره ابوالفضل مردونه" داشتند که اسم اش رو می گذاشتند "جلسه هیات مدیره!"... بعدها که جنبش های اجتماعی مختلف فعال شد این "سفره ها" و "جلسات هیات مدیره" ادغام شد و به "پارتی" تبدیل شد که البته جرم بوده و عامل استکبار است و نیروهای دلسوز هنوز همان رویه "سفره" و "جلسات هیات مدیره" را توصیه می کنند...

3 comments:

آرش فهیم said...

این ها رو ننویس. بقیه خانم ها هم یاد می گیرن ما هم مثل خودت بدبخت می شیم.

navid said...

:)

اردوان زندی آتشبار said...

نوید جان هر موقع از این جلسات بود بیا اینجا، من مشکلاتی که مرتبط با گشنگی باشه رو در اسرع وقت حل می کنم برات!